امروز بعد از مدتها كرختي و بي حسي كه گريبانم را گرفته بود و ول كنم نبود دوباره مثل قبل ديوونه شدم و رفتم سراغ آرشيو آهنگهام و هدفون را چپوندم توي گوشم و صداش را در حد پاره كردن گوشهام بلند كردم و تا تونستم آهنگ گوش دادم. امشب هم ميشينم تا صبح فيلم ميبينم. ك\و\ن ل\ق سربازي و هر چه سرهنگ اونجاست. هر كاري دلشون مي‌خواد بكنن. من دوباره زده به سرم ميخوام بزنم زير همه چيز. ديگه حوصله پا چسبوندن و بله قربان چشم قربان ندارم. امروز هم با دعوا مرخصي گرفتم. فردا هم نميرم. پس فردا هم كه رفتم دوباره يك هفته مرخصي تشويقي كه طلبكارم ميگيرم. حالم از ريخت و قيافه همشون به هم ميخوره. مرده شور قايفه همشون را ببره كه اينقدر عوضي و قدر نشناس هستن. خرهاي عوضي نفهم.